تبليغاتX
وبلاگ رسمي آبيز

با سلام خدمت دوستان عزیزم

در پست قبل با عنوان بی آبی مطلبی درج گردید که در مورد یک قسمت آن (آب کر) اطلاعات تکمیلی توسط برخی دوستان عزیز به عنوان یک نقد برایم ارسال گردید که در ادامه به اطلاع می رسد:

«آب کر توسط هیچ شخص خاصی وقف نشده و حتی از پیرمردها هم که سوال میکنیم میبینیم حتی پدران آنها هم چنین نکته ای را به یاد نمی آورند با سوالاتی که از قدیمیها میکنیم می بینیم که آب کر توسط خود مردم به صورت توافقی برای مصارف عمومی وضع شده یعنی مدار گردش آب در آبیز ابتدا 11 روز بوده که با توافق مردم در زمانهای دور به دوازده روز افزایش پیدا کرده. این مطلب را به این خاطر متذکر شدم که اداره اوقاف قاین مدتی است که با تحریک عده ای از داخل آبیز در صدد است آب کر را از دست مردم خارج کند و صاحب شود هر چند نمیتواند و هیچ سند و مدرک مستدلی وجود ندارد. این را به این خاطر نوشتم که همه ما باید مواظب باشیم تا بهانه به دست اوقاف ندهیم. البته این نکته که آیا ما آب کر را برای مصارف کشاورزی استفاده کنیم یا برای آب شرب جای بررسی دارد ولی این را هم باید بدانیم که اگر این کار را انجام دهیم ا اداره آب به فکر حل اساسی مشکل بر نمی آید و میگویید شما که اب دارید.»

نوشته شده توسط محسن شریفی در جمعه نوزدهم شهریور 1389 ساعت 21:28 | لینک ثابت |

با سلام خدمت دوستان عزیزم

از اینکه چند مدتی است وبلاگ را به روز نکرده ام عذرخواهی می کنم.

موضوع بی آبی که در پست قبل نیز به آن اشاره داشتیم هنوز هم مورد توجه است. در این خصوص دوست عزیزم آقای ابراهیمی نوشیه زیبایی به همراه چند عکس ارسال نمودند که تقدیم می گردد. با تشکر از ایشان امید است مشکل مذکور هر چه سریعتر حل گردد.

اینجا آبیز است.

آبیز با تمام روستاها فرق می کند ، قناتی از آب سرد دارد که در تموز سوزان و طاقت فرسا ، گویی از درون یخچالهای زمینی سر برآورده و به سینه ده سرازیر می شود و در پای درختان کهنی که سالیان دراز سر بر شانه هم داده اند جاری است.

از بالای ده که به روستا می نگری درختان را همچون ستون فقرات روستا می بینی که در زیر بار سنگین زندگی خمیده اند،

بقیه متن را در ادامه مطلب مشاهده فرمائید.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محسن شریفی در پنجشنبه چهارم شهریور 1389 ساعت 10:51 | لینک ثابت |

سلام بر دوستان عزیز و همراه

یکی از رسالت های این وبلاگ ایجاد محیطی جهت طرح و بررسی مشکلات آبیز می باشد. در همین خصوص دوست عزیزم آقای ابراهیمی مطلبی ارسال نمودند که جهت رعایت امانت این مطلب را به صورت کامل و بدون تغییر درج می کنم. امیدوارم نظرات و راه کارهای بقیه دوستان به ویژه مسئولین محترم شورای اسلامی آبیز در این خصوص را هم داشته باشیم.

«سلامی گرم و صمیمانه خدمت آقای شریفی (خدا قوت خسته نباشید)

آقا شما یه قسمتی از وب رو گذاشته بودین مشکلات و راهکارها همچنین در مصاحبه ها هم گفته بودین از کسایی که دوس دارین پیشنهاد بدین تا مصاحبه کنیم
خب بزرگترین مشکل آبیز مگه زجر کشیدن مردم از بی آبی در تابستان نیست ؟چند ساله!!!!... مگه داشتن آب سالم و استفاده نکردنش کفر نعمت نیست؟. مگه آدم از همه چیز برتر نیست؟ مگه خدا همه دنیا رو برای انسان نیافرید؟ من میخوام از باعث و بانی این کار سوال بشه به نظرم مسولین(شورا و دهیار آبیز) بی تقصیر نیستند صد درصد کوتاهی هایی داشتن . آب اسفدنو جایگزین کردن مردم اعتراض کردند اومدن آب بمرود وصل کردن کثیف ترین آب منطقه -فقط بخاطر اینکه دهن مردمو ببندند !! اگه میشه از آقای علیرضا مهدی پور که دوسش دارم و برای همه مون قابل احترامه سوالاتی داشته باشین تا در موردش صحبت کنند حد اقل مردمو راهنمایی کنند چند تا راه حل و... گفتم مهدی پور چون منطقی ترن . البته خود مردم آبیز و آبداران هم مقصرا ؟ نمی دونم ما که گیج شدیم. یکی اگه باشه که ما رو روشن کنه ممنون میشیم.
متشکرم»

با تشکر از آقای ابراهیمی اعلام می دارد که این وبلاگ آماده انجام یک مصاحبه اختصاصی با آقای مهدی پور بوده و از خوانندگان عزیز هم درخواست می شود سئوالات خود را از طریق این وبلاگ یا از طریق ایمیل (mohsens6@yahoo.com ) ارسال نمایند.

پیروز و موفق باشید.

نوشته شده توسط محسن شریفی در جمعه هجدهم تیر 1389 ساعت 8:21 | لینک ثابت |
سلام

برای دیدن عکس ها بر روی ادامه مطلب کلیک نمائید.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محسن شریفی در شنبه دوازدهم تیر 1389 ساعت 20:42 | لینک ثابت |

با سلام خدمت تمامی دوستان عزیز

سالگرد زلزله سال ۱۳۷۶ را به تمامی شما همراهان تسلیت گفته و برای تمامی رفتگان این حادثه رحمت ایزدی را خواستارم. به همین مناسبت شعر زیبایی که دوستم آقای علیرضا ابراهیمی ارسال نموده اند تقدیم به شما.

اکنون دوباره آسمان آبیزخون میگرید بر خاکهای بهاری هایمان

بیست اردیبهشت است

ماه دوم از سال

و بهاری زیبا

غنچه ها گل شده اند

ودرختان سرسبز ...

بقیه شعر را در ادامه مطلب مطالعه فرمائید.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محسن شریفی در سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1389 ساعت 4:52 | لینک ثابت |

سلام بر همه دوستان عزیز و همراهان گرامی

در این پست می خواهم خبری بسیار شیرین را به شما بدهم. پسرم روز پنج شنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۹ قدم به این دنیای زیبا گذاشت. از همه شما می خواهم که برای سلامتی و بهروزی راتین عزیزم در تمامی دوران زندگی دعا کنید.

 پیروز و شاد و موفق باشید.

با احترام

محسن شریفی

لینک عکس راتین

نوشته شده توسط محسن شریفی در دوشنبه بیست و سوم فروردین 1389 ساعت 8:55 | لینک ثابت |

با سلام خدمت تمامی دوستان عزیزم

پیشاپیش فرارسیدن عید ایرانی نوروز و بهار طبیعت را خدمت تمامی شما تبریک گفته و برای شما و خانواده های محترمتان آرزوی سالی پر از شادی و سلامتی دارم.

به همین مناسبت مطلب جالبی در خصوص هفت سین به قلم دکتر ناصر انقطاع برای شما انتخاب کردم. امیدوارم مفید واقع شود.

هفت سین نوروزی سرسری برگزیده نشده است!

نکته‌ی در خور نگرش درباره‌ی هفت سین های باستانی و کهن که از زمان باستان تا به امروز از سوی نیاکان ما بر خوان نوروزی می‌نهادند، این است که هفت سین ها باید دارای این پنج ویژگی باشند:

1- نام آن پارسی باشد. 2- با بند واژه (حرف) سین آغاز شود. 3- دارای ریشه گیاهی باشد. 4- خوردنی باشد. 5- نام آن از واژه‌های ترکیبی (مانند سبزی پلو، سیر ترشی، سیب زمینی و مانند آنها) ساخته نشده باشد.

با نگرش به پنج بند بالا می بینیم که "سیب، سیر، سماغ، سرکه، سمنو، سبزی( یا سبزه)، و سنجد" همه دارای این پنج ویژگی هستند.

بر این پایه:

-سنبل( نه خوراکی است نه پارسی) تازی است.

-سکه ( نه خوراکی است نه پارسی) تازی است.

- سماور ( نه خوراکی است نه پارسی) روسی است و نیز سوزن، سیخ، سه پایه و مانند اینها.

با نگرش به آنچه که آمد در بیست میلیون واژه پارسی، نمی‌توان هشتمی را برای هفت سین‌های نوروزی پیدا کرد که دارای این پنج ویژگی باشند.

در پایان باید افزود که هر یک از سین های هفت سین نماد یکی از سپنتاهای (هفت ابر فرشته) کیش زرتشت است:

"سیر نماد اهورامزدا. سبزه فرشته‌ی اردیبهشت نماد آبهای پاک. سیب فرشته‌ی سپندارمذ فرشته ی زن نماد بارداری و پرستاری. سنجد فرشته‌ی خورداد نماد دلبستگی. سرکه فرشته‌ی امرداد نماد جاودانگی. سمنو فرشته‌ی شهریور نماد خواربار. سماغ( نه سماق) فرشته‌ی بهمن نماد باران رحمت.

نوشته شده توسط محسن شریفی در پنجشنبه بیستم اسفند 1388 ساعت 11:43 | لینک ثابت |

سلام بر دوستان عزیزم
خوشبختانه قسمت نظرات وبلاگ فعال گردید البته با راهنمایی یکی از دوستان عزیزم. امیدوارم نظرات و مطالب شما را در جهت بهبود کار و موفقیت این وبلاگ داشته باشم.
در پناه حق

نوشته شده توسط محسن شریفی در سه شنبه هجدهم اسفند 1388 ساعت 7:29 | لینک ثابت |

با سلام خدمت دوستان عزیز

پس از مطلب جالبی که در پست قبل در مورد آبیز مطالعه فرموديد، يكي ديگر از دوستان هنرمند من، آقاي محمد رضا حسن‌زاده، متني ادبي را با مضموني خاص برايم ارسال نمودند. ويژگي خاص اين متن شيوايي و رسايي آن است. اميد بهروزي و نيكبختي براي اين دوستم و تمامي آبيزي‌هاي عزيز را دارم. با توجه به وجود مشكل در قسمت ثبت نظرات وبلاگ، خواهشمند است نظرات و مطالب خود را به ايميل من به آدرس mohsens6@yahoo.com ارسال فرمائيد.

با تشكر

 

بنام آبیز  ،  برای زعفران

داستان یا مستند ؟ مسئله این نیست..!

 

فزون می گردد از آبیزِ زیبا در جهان گفتار           و  می گردد جهان  رنگین ، ز رنگ زعفران رنگش ...

سلام ، من اهل قاینات از توابع خراسان جنوبی ام .

در این قاینات بخشی است بنام زیرکوه که در آن "روستاگونه" هایی وجود دارند. روستای من " آبیز " :Abiz   (که به معنی آتش نیمه خاموش یا شراره های آتش است) یکی از آن" روستاگونه "هاست . و چرا روستاگونه ؟

چون روستا آن است که در و دیواری کاهگلی و خار بسته دارد و بر بلندای آن دیوارها گُل می روید ، چون در و دیوارش از خاک است و تخم علف ها در لا به لای آن وجود دارد . اینگونه دیواری وقتی نم بارانی بر آن می نشیند از درونش سبزه می روید و به آن دیوار حس زنده بودن می دهد و شاید  هم حسی با رهگذران!

اما در آبیز امروز از آن دیوارهای محسوس و خاطره انگیز خبری نیست! ...

 بقیه متن را در ادامه مطلب مطالعه فرمائید.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محسن شریفی در دوشنبه سوم اسفند 1388 ساعت 12:15 | لینک ثابت |

با سلام و درود بر تمامي دوستان همراه

امروز مطلب بسيار جالب و خواندني از يكي از دوستان عزيز آبيزي جهت انتشار در وبلاگ به دستم رسيد. اين متن به لحاظ ادبي، شيوا و به لحاظ اجتماعي، با مفهوم مي‌باشد. نويسنده عزيز اين متن آقاي عليرضا ابراهيمي آبيز هستند. با تشكر فراوان و آرزوي موفقيت براي ايشان، منتظر مطالب ارسالي تمامي دوستان عزيز آبيزي و غير آبيزي در خصوص آبيز هستيم. با توجه به مشكل موجود در قسمت نظرات،خواهشمند است نظرات و مطالب خود را به آدرس ايميل اينجانب Mohsens6@yahoo.com ارسال فرمائید. با تشکر.

((  آبیز از 24 سال پیش تا 24 سال بعد در یک نگاه))

آبیز در ۱۳۶۴

روستای آبیز در کنار کوهی بلند استوار است این قلعه که با خانه های گلی تزئین شده کوچه پس کوچه های تنگ و باریکی دارد هر روز صبح مادرم کوچه را با آب جارو می زند  به!!!   چه بوی خاکی از خانه های کاه گلی برمی خیزد--- قدم زدن در این کوچه ها به انسان آرامش می دهد. مردم این روستا شب ها بر بام می روند گلیمی را پهن می کنند و تا دل شب به صحبت می پردازند.

صبح زود است شفقی زیبا در بلندی کوهی نمایان است.پدرم از خواب برمی خیزد آبی به صورت می زند و ذکر بر لبان خانه را ترک می گوید و به صحرا می رود او کشاورز است کلنگ دارد،بیل می کوبید و عرق می ریزد. نیمه روز است وقت اذان مادر مهربان،همسر با وفا سبدی در دست،مهری در دل،غمی بر دوش و کوله ای بر پشت از راه رسید. ....

بقیه متن را در ادامه مطلب مطالعه فرمائید.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محسن شریفی در جمعه نهم بهمن 1388 ساعت 5:6 | لینک ثابت |
 

كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ