با سلام خدمت دوستان عزيز و همراه
قسمت چهارم از مصاحبه اختصاصی وبلاگ رسمی آبیز با آقای علیرضا حسنی آبیز تقدیم شما می شود. منتظر نظرات و پیشنهادات جدید شما هستم.
قسمت چهارم:
س- از خاطرات خود در مدارس آبیز و همچنین دانشگاه بفرمایید؟
پ- خاطرات من از دوران تحصیل در آبیز بسیار مفصل است و خیلی وقت ها به آن دوران فکر می کنم و این خاطرات برای من زنده می شود. اولین خاطره ام به روزهای اول مدرسه برمی گردد. اولین روزی که مدرسه رفتم از سربازان جلوی پاسگاه ترسیدم و به خانه برگشتم. از فردای آن روز هر روز کتاب و دفتر خود را برمی داشتم و به بهانه مدرسه می رفتم با بچه ها بازی می کردم و وقتی مدرسه تعطیل می شد قاطی بچه ها به خانه برمی گشتم. یک روز زودتر از موعد گرسنه ام شد و به خانه رفتم. مادرم گفت چرا زود آمده ای و من نتوانستم دروغ خوبی جور کنم و معلوم شد که 19 روز از شروع مدرسه گذشته و من مدرسه نرفته ام.
خاطره دیگرم مربوط به سال 57 است که در آبیز خیلی زلزله می آمد و بعضی بچه ها ...
ادامه مطلب
با سلام خدمت دوستان عزیز
چند وقتی بود در موضوع مدیریت مطلبی در وبلاگ قرار ندادیم. امروز دوست خوبم حسین مصطفوی مطلبی را به نقل از یک سایت برای ما فرستادند که جهت مطالعه شما در اینجا درج می شود.
شما، پول و زندگی
این روزها "پول" و كسب درآمد دغدغهها و مشغولیات ذهنی قریب به اتفاق انسانهاست. كسانی كه درآمد مناسبی ندارند به سختی تلاش میكنند تا درآمدشان را افزایش داده نیازهای خود و خانوادهشان را برآورده كنند. اكثریت آن گروهی هم كه به قدر كافی پول درمیآورند هم ناراضی هستند و سعی دارند كه بردارایی و سرمایهشان بیفزایند. در این میان "پول" است كه فعالیتها و كارهای اشخاص را جهتدهی میكند و گاه آنقدر پررنگ و تاثیرگذار میشود كه فرد از دیگر امور زندگیش غافل گشته مسائلی مهم و كلیدی چون معنویات، عواطف خانوادگی و رسیدگی به نیازهای غیرمادی خود و اطرافیانش را فراموش میكند. گاهی اوقات كار به جایی میرسد كه حتی ...
ادامه مطلب
با سلام خدمت دوستان عزيز
سومين قسمت از مصاحبه اختصاصی وبلاگ رسمی آبیز با آقای علیرضا حسنی آبیز تقدیم شما. اميدوارم لذت ببريد.
قسمت سوم:
س- فرض كنيد الان سر كاريز هستيم و به سمت در سه راه خان ميرويم. اين مسير را براي ما توصيف كنيد. البته قبل از زلزله؟
پ- سال هایی را به خاطر می آورم که کاریز در مسیر فعلی جاری نبود و از سمت آب بازار از کنار باغ و منزل آقای سلیمی در جوی عمیقی با دیواره های سنگی جاری بود و بعد می آمد و در جوی سیمان نشده پایین می رفت. تابستان است و در آن جوی عمیق بچه ها مشغول آب تنی هستند. آب با شتاب پایین می رود. از منزل آقای سلیمی می گذریم. پایین تر خانه ای است که تعدادی از معلم ها در آن سکونت دارند و آب در روبروی آن وارد تنوره ای می شود که بازمانده ی آسیابی قدیمی است. آب در تنوره مثل گرداب می چرخد و فرو می رود. در سمت چپ مدرسه ای خشتی است و پایین تر از آن مدرسه ای آجری. در سایه درخت بزرگ گردو ملاعلی اصغر مصطفایی در حال استراحت است. پایین تر در سمت چپ پس از خانه آقای آبیزی و ملا علیجان خانه انصاف است و چسبیده به آن ....
ادامه مطلب
با سلام
چند روزی بخش نظرات وبلاگ با مشکل مواجه شده بود که حل شد. منتظر نظرات دوستان عزیز هستم. شرکت در ششمین نظرسنجی مربوط به غذاهای محلی هم فراموش نشود.
با سلام خدمت دوستان عزیز
حتما بسیاری از شما آقای رمضان سیروسی را می شناسید. ایشان قطعه شعری در مورد آبیز با یکسری عکس های بسار زیبا برای ما فرستاده اند. یکی از عکس ها به همراه قطعه شعر در اینجا تقدیم شما می شود و ادامه عکس ها را در پست دیگری تقدیم خواهم نمود. با تشکر فراوان از دوستم رمضان سیروسی منتظر دریافت مطالب دیگر دوستان آبیزی یا غیر آبیزی هم هستیم. موفق باشید.

چراغبان !
چه نشسته ای
که خاطره هایم غبار گرفته اند
ادامه مطلب
با سلام خدمت دوستان همراه
دومین قسمت از مصاحبه اختصاصی وبلاگ رسمی آبیز با آقای علیرضا حسنی آبیز تقدیم شما.
قسمت دوم:
س- چند بازي قديمي كه در آبيز انجام ميشد و حالا هيچ اثري از آن نيست را به ياد داريد؟
پ- ما معمولا هفت سنگ، کوته ش خراب نی نی ، که به و توشله بازی می کردیم. هفت سنگ که فکر می کنم همه می دانند چیست. کوته ش خراب هم به این شکل بود که دو گروه می شدیم و هر گروه محدوده ای داشتیم و باید با مشت خاک تپه های کوچک (کوت) در جاهای مخفی درست می کردیم. پس از اعلام پایان وقت هر طرف می رفت و با فریاد "کوته ش خراب نی نی " کوت های طرف دیگر را خراب می کرد. در پایان هر طرفی که کوت های بیشتری از آن مخفی مانده و خراب نشده بود برنده می شد. در مخفی کاری خلاقیت زیادی به کار می رفت و مثلا زیر پالان، توی سوراخ های دیوار و حتی روی پشت گاوها و زیر درها هم کوت درست می کردیم. که به یا " کی بود؟" هم تفریح زمستانی دور آتش بود که یک نفر چشمش را می گرفت و دیگران با مشت یا اگر بی رحم بودند حتی با تخت کفش توی سرش می کوبیدند و او باید ضربه زننده را شناسایی می کرد.
س- همگي شما را به عنوان يك شاعر ميشناسند. آيا شعر و شعرسرايي در خاندان شما موروثي است؟
ادامه مطلب
با سلام خدمت دوستان عزيز
در ادامه نظرسنجيهاي تخصصي وبلاگ رسمي آبيز اين بار به موضوع غذاهاي محلي ميپردازيم. بر اين اساس نظر شما را در مورد چند غذاي سنتي در آبيز جويا ميشويم. البته اگر دوستان غذاهاي ديگري را نيز پيشنهاد نمايند آنها را به ليست نظرسنجي اضافه خواهم نمود. پس براي انتخاب محبوبترين غذاي محلي آبيز به قسمت نظرسنجي در سمت راست صفحه مراجعه نمائيد.
متشكرم
با سلام
پس از مدت ها که خبری از دوست خوبم حسین مصطفوی و مطالب ایشان در خصوص مدیریت نبود خوشبختانه موضوع جدیدی برای ما ارسال نموده اند که در زیر ملاحظه خواهید فرمود. منتظر مطالب دیگر دوستان آبیزی و غیر آبیزی هم هستم.
10 روش غلط مدیریت:
1) وقتي كاركنان، خوب كار ميكنند، مديران اصلاً توجه نميكنند، ولي در صورت خطا، آنها را سرزنش و بعضاً تنبيه ميكنند.
2) مديران ناكارآمد، واقعيتها را براي كاركنان بازگو نميكنند. آنها در حالي كه اخبار خوشايند را بزك كرده و به شكل بزرگنمايي شده به كاركنان خود نشان ميدهند، سعي ميكنند اخبار ناگوار را كوچك يا پنهان كنند.
ادامه مطلب
قبولی عبادات شما دوستان عزیز را آرزومندم. با پانزدهمین مجموعه عکس های آبیز در خدمت شما هستم. از دوستانی که عکس های جالبی از آبیز در اختیار دارند خواهش می کنم برای استفاده همگان به ایمیل بنده mohsens6@yahoo.com ارسال نمایند تا با نام آنها در وبلاگ قرار گیرد.

ادامه مطلب
دزد مال یا ایمان!
نقل است در روزگاری نه چندان دور کاروانی از تجار بهمراه مال التجاره فراوان به قصد تجارت راهی دیاری دوردست شد. در میانه راه حرامیان کمین کرده به قصد غارت اموال به کاروان یورش بردند. طولی نکشید که محافظان کاروان از پای درآمده یا تسلیم گشته و دزدان به جمع آوری اموال و اثاث از روی شتران مشغول شدند. حرامیان هرچه بود گرد آوردند از مسکوکات و جواهرات و امتعه و هر چه ارزشمند بود به زور ستاندند.
ادامه مطلب
